حمله مغولان: ویرانگر یا رهاییبخش؟
· 22 فروردین · خواندن 4 دقیقه خوانشی در اندیشه سیاسی عطاملک جوینی
حمله مغولان به سرزمینهای اسلامی از مهمترین رخدادهای تاریخ قرون میانه است؛ رخدادی که نهتنها ساختارهای سیاسی و اقتصادی را دگرگون کرد، بلکه زمینهساز شکلگیری نظمهای جدید در ایران و جهان اسلام شد. تاریخ جهانگشای عطاملک جوینی، که در فاصلهای اندک از این وقایع نگاشته شده، یکی از مهمترین منابع برای فهم این دوره است.
در حافظه تاریخی ایرانیان، حمله مغولان عمدتاً با ویرانی و کشتار پیوند خورده است؛ عباراتی چون «آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند» بازتاب همین تصویر عمومیاند. با این حال، مطالعه دقیق تاریخ جهانگشای نشان میدهد که جوینی، در کنار روایت ویرانگریها، تصویری متفاوت و کمتر شناختهشده از مغولان ارائه میکند؛ تصویری که در آن مغولان نه صرفاً عامل تباهی، بلکه حامل نوعی نظم، عدالت و حتی رهایی از فساد پیشین معرفی میشوند.
جوینی که خود از دیوانسالاران برجسته ایلخانان و برای مدتی حاکم بغداد بود، در اثرش نوعی همدلی و مشروعیتبخشی به حکومت مغولان نشان میدهد. این جانبداری صرفاً ناشی از موقعیت سیاسی او نیست؛ بلکه بر بنیانی فکری، دینی و جهانبینانه استوار است. او بارها به فساد، تباهی و بیعدالتی ساختارهای سیاسی و اجتماعی پیش از حمله مغول اشاره میکند و یورش آنان را «انتقام» و «عذاب الهی» میخواند. از نظر او، فتوحات چنگیزخان نوعی «استخلاص» و رهایی از وضعیتی است که جامعه اسلامی در آن گرفتار شده بود.
یکی از عناصر کلیدی در نگاه جوینی، ستایش او از «یاسا» یا قوانین مکتوب چنگیزخان است. او یاسا را قانونی عقلانی، منظم و مبتنی بر «عادات پسندیده» میداند و تأکید میکند که بسیاری از احکام آن با شریعت اسلامی سازگار است. در نگاه او، مغولان با تأکید بر برابری، نفی امتیازات طبقاتی، سادهنویسی در مکاتبات، و پرهیز از القاب و تشریفات، نوعی نظم سیاسی متفاوت از ساختارهای متکلف و فاسد پیشین عرضه میکردند.
طبق یاسای چنگیز «همه طوایف را یکی شناسند و بر یکدیگر فرق ننهند» یا جایی دیگر مینویسد «هر یک نفس چون یک نفس دیگر زحمت کشد هیچ تفاوت ننهند و ثروت و استظهار را اعتبار ننهند.»
درباره مغولها مینویسد «هر کس که بر تخت خانی نشیند یک اسم درافزایند: خان یا قاآن و بس. زیادت از آن ننویسند. و دیگر پسران و برادران او را به همان اسم موسوم به هنگام تولد خوانند. مکتوبات که نویسند همان اسم مجرد نویسند، میان سلطان و عامی فرق ننهند و مخ و مقصود سخن نویسند و زواید القاب و عبارات را منکر باشند.»
جوینی همچنین بر تساهل دینی مغولان تأکید میکند. از نظر او، چون مغولان به دین خاصی وابسته نبودند، هیچ دینی را بر دیگری ترجیح نمیدادند و علمای ادیان مختلف را محترم میشمردند. این وضعیت، هرچند بعدها در دربار ایلخانان تحتتأثیر رقابتهای صلیبی و مذهبی تغییر کرد، اما در آغاز دوره ایلخانی نوعی آزادی نسبی برای اقلیتهای دینی ایجاد کرد و بهویژه زمینه گسترش تشیع را فراهم ساخت.
در حوزه اقتصادی و اداری نیز جوینی مغولان را برتر از پیشینیان میداند. او بهصراحت از لغو برخی رسوم ناعادلانه مانند مصادره اموال متوفیان (ترکات) سخن میگوید و اصلاحات خود در بغداد را در راستای بازگرداندن عدالت و رفع ظلم معرفی میکند.
او مینویسد مغولها با ماترک هر «صاحب شغلی و رعیتی» که متوفی میشد ابدا کاری نداشتند، در حالیکه ظاهراً در ممالک اسلامی پیش از حمله مغول، به رسم پیش از اسلام، اموال متوفی مصادره میشد!
وقتی جوینی از طرف هولاکو حاکم بغداد میشود «شغل ترکات (مال مرده خوری) در تمامت آن ولایات برقرار بود»، او این شیوه را رفع میکند و «باجهایی که از زمان قدیم در بلاد تستر و بیات بود» بر میاندازد.
مجموعه این عناصر—نارضایتی از وضع پیشامغولی، ستایش عقلانیت و قانونمندی، تأکید بر برابری و تساهل دینی—این پرسش را پیش میکشد که آیا جوینی تحتتأثیر جریانهای فکری خاصی بوده است؟ اشاره او به نگارش کتاب به درخواست «یاران وفا و اخوان صفا» این احتمال را مطرح میکند که او با سنت فکری اخوانالصفا آشنا یا همدل بوده باشد؛ جریانی که در قرن چهارم هجری با هدف اصلاح عقلانی و اخلاقی جامعه اسلامی شکل گرفت و در برابر ساختارهای سیاسی بغداد موضع انتقادی داشت. هرچند نسبتدادن مستقیم جوینی به این گروه نیازمند احتیاط است، اما همپوشانیهای فکری میان او و اخوانالصفا قابل توجه است.
در مجموع، خوانش اندیشه سیاسی جوینی نشان میدهد که او حمله مغولان را نه صرفاً یک فاجعه تاریخی، بلکه فرصتی برای بازسازی نظم سیاسی و اخلاقی جامعه میدانست. این نگاه، اگرچه در حافظه عمومی کمتر دیده شده، برای فهم تحولات فکری و سیاسی ایران در قرن هفتم هجری اهمیت بنیادین دارد.
نوشته محمد مهدی نجفی، بازنشر از صفحه اینستاگرام